چرا ما به محمد(ص) و خاندانش صلوات می‌فرستیم؟  



چرا ما به محمد(ص) و خاندانش صلوات می‌فرستیم؟ 


 

 با ذکر آیه مبارکه، نظر گرامیان در خصوص «صلوات» به نکات مهم ذیل جلب می‌گردد:

 

 إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً» (احزاب، 56)

ترجمه: خدا و فرشتگان او بر پيامبر اسلام درود مى‏فرستند، شما هم اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بر او صلوات بفرستيد، و آن طور كه بايد تسليم شويد.

 

اول – صلوات، یک لفظ یا جمله نیست و اساساً خداوند متعال که لفظ و جمله نمی‌فرماید، بلکه «قول» خدا، همان «فعل» خداست. پس وقتی می‌فرماید که خدا صلوات می‌فرستد، معنایش این نیست که خودش می‌گوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» و همین طور است وقتی می‌فرماید که ملائکه نیز صلوات می‌فرستند و یا می‌فرماید شما نیز صلوات بفرستید.

 

دوم – صلوات خداوند متعال و ملائکه اختصاص به پیامبر اکرم (ص) ندارد، بلکه شامل حال همه‌ی مؤمنین می‌گردد. چنان چه می‌فرماید: هُوَ الَّذي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً  (الأحزاب، 43)

اوست كسى كه بر شما درود مى‏فرستد، و نيز ملائكه او، تا شما را از ظلمت‏ها به سوى نور در آورد، و خدا به مؤمنان مهربان است.

 

و یا می‌فرماید: الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُوْلَئكَ عَلَيهِْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ  وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (البقره، 157)

يعنى آنهايى را كه وقتى مصيبتى بايشان مى‏رسد ميگويند: (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) ما ملك خدائيم و بسوى او باز خواهيم گشت  اينان مشمول صلواتى از پروردگارشان هستند و ايشان تنها ايشان راه يافته‏گانند.

 

بدیهی است کسی که عبد و بنده‌ی واقعی خداوند متعال است، به چیزی یا کسی جز او وابستگی ندارد که اگر مصیبتی وارد شد و چیزی از دستش رفت، می‌داند که اسباب را از دست داده است و نه مسبب را. چنین فردی مشمول هدایت و رحمت خاصه‌ی «صلوات» قرار می‌گیرد.

 

سوم – صلوات از ریشه «صلّ» به معنای نزدیک شدن و پیوستن [وصل شدن] است. پس اگر فرمود خدا صلوات می‌فرستد، یعنی رحمت خاص خود را شامل می‌کند تا بنده‌ی او نزدیک‌تر و بیشتر وصل شود و چنان چه بیان شد، اختصاص به یک شخص ندارد، بلکه همه‌ی مؤمنین را شامل می‌گردد.

 

در قرآن کریم نیز آیات بسیاری دارد که در آنها از این واژه به معنای وصل شدن استفاده شده است. چه وصل شدن به امر الهی باشد و چه به عصیان  جهنم به عنوان مثال: وَ الَّذينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ

و كسانى كه آنچه را خدا به پيوستن آن فرمان داده پيوسته مى‏دارند، و از خداى خويش مى‏ترسند، و از بدى حساب بيم دارند. -الرعد، 21

 

و در آیه‌ی صلوات نیز تصریح می‌کند که صلوات بفرستید و آن طور که باید تسلیم شود (صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً). این تسلیم و اسلام آوردن، همان وصل شدن است. و تداوم اتصال به وصل شدن و تسلیم شدن و اطاعت از آل محمد علیهم‌السلام است.

 

چهارم – با توجه به مباحث فوق،‌ گفته‌اند: صلوات از ناحیه‌ی خداوند متعال، رحمت خاصه‌ی در هدایت است. چنان چه در سوره‌ی احزاب آیه 43 می‌فرماید که او با این «صلوات» مؤمنین را از ظلمات به سوی نور هدایت می‌نماید. و صلوات از ناحیه‌ی ملائکه درود و تکریم است و صلوات از ناحیه‌ی انسان‌ها، «دعا» است. چنان چه معنای جمله‌ی صلوات نیز دعایی است که پیشگاه حق تعالی عرضه می‌داریم.

 

لذا صلوات مؤمن نیز نباید فقط لفظ و جمله باشد. بلکه باید مبتنی بر شناخت، ایمان، باور و محبتش باشد و از قلب باشد. چنان که اگر انسان به کسی بگوید: «دوستت دارم»، فقط لفظ یا جلمه نیست، بلکه بیان حالت قلبی و تجلی آن در کلام است.

 

   و – اما راجع به این که خداوند فرمود بر پیامبر اکرم (ص) فرستید، پس چرا بر خاندان او نیز می‌فرستیم؟ مثل این است که بپرسیم: خداوند فرمود اقامه نماز کنید،‌ پس چرا صبح دو رکعت و ظهر چهار رکعت به جا می‌آوریم؟ پاسخ این است که بنا بر همان امر خداوند «اطیعوا الرسول»، چگونگی انجام اوامر الهی را از پیامبر اکرم (ص) می‌پرسیم. سؤال می‌کنیم: حال چگونه اقامه‌ی نماز کنیم؟ چگونه طواف دهیم؟ چگونه صلوات بفرستیم ...؟

 

ابوحمزه ثمالى از یکى از یاران پیامبر صلى الله علیه و آله به نام "کعب ابن عجوه" چنین نقل مى‏کند:

هنگامى که آیه 56 سوره احزاب نازل شد، عرض کردیم "یا رسول الله! سلام بر تو را مى‏دانیم، ولى صلوات بر تو چگونه است؟" فرمود، بگویید:  خدایا! صلوات و برکات خود را بر محمد و آل محمد قرار بده همچنان که بر ابراهیم و آل ابراهیم(ع) قرار دادى. همانا تو ستوده و بخشنده‏اى و بر محمد صلى الله علیه و آله و آل محمد علیهم السلام برکت ببخش چنان که بر ابراهیم‏ علیه السلام و آل ابراهیم بخشیدى که تو ستوده و بزرگوارى.- آثار الصادقین، آیة ‏الله احسان‏بخش، ج‏11، ص‏210.

 

در مورد چگونگی بیان صلوات احادیث بسیاری در کتب و منابع معتبر و موثق شیعه و سنی ثبت است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بر من درود ناقص نفرستید. گفتند: اى رسول خدا! درود ناقص چیست؟ حضرت فرمودند: این که بگویید: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ. بلکه بايد بگویید: اللّهُمَّ صَلَّ على محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ. (مرحوم فیض‏الإسلام در ترجمه صحیفه سجادیه)



.

مهجوريت قرآن


* آدمها چه راحت با جابجايي يک نقطه از خدا ، جدا ميشوند*

 

 

امروزه قرآن حتي در ميان مسلمانان مهجور است ؛‌ بعضي توان تلاوت آن را ندارند ،‌ بعضي نمي خوانند و بعضي از اسرار و نكات آن محروم اند و بعضي به آن عمل نمي كنند . اين مهجوريت ،‌ شكايت پيامبر اكرم (ص) را در قيامت به دنبال دارد كه مي فرمايد : پروردگارا همانا قوم من اين قرآن را كنار زدند . 1

بايد بدانيم كه قرآن ، فقط كتاب تلاوت و تجويد و حفظ و مسابقه و زينت سفره عقد و روي سر مسافر و وسيله سوگند و بر سر قبور خواندن و در مراسم افتتاحيه براي جمع شدن دعوت شدگان و امثال آن نيست . گر چه اين امور ،‌ نشانه حضور قرآن در صحنه زندگي مردم و احترام آنان به قرآن و مقدس شمردن آن است و قرآن نيز خود به تلاوت آن دستور داده است و به زياد خواندن آن توصيه كرده است ؛‌ حتي نگاه به آن را عبادت شمرده و دست بي وضو گذاشتن به آن را تحريم كرده است ، اما تمام اين امور عبورگاه است نه توقف گاه .

قرآن مجموعه اي از آيات است و آيه به معناي نشانه است . نشانه براي نشان دادن راه است كه انسان راه را برود ،‌نه آن كه پاي نشانه بنشيند . !

آن چه از تلاوت و ترتيل و تجويد مهم تر است ، تدبر و تفكر در آيات براي حركت در مسير الاهي است . خداوند تدبر در قرآن را لازم شمرده و كساني را كه اهل تدبر نيستند ،‌توبيخ كرده است : «‌ أفلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها » 2  آيا بر دل ها قفل خورده است كه در قرآن تدبر نمي كنند ؟

دستور تدبر براي همه عنصرها و نسل ها است تا كسي گگمان نكند همه نكات قرآن را پيشينيان فهميده اند و ديگر جايي براي تدبر و تأمل نيست . قرآن بايد محور عقيده و عمل و اخلاق و سياست و اقتصاد و جنگ و صلح و قانون و روابط ما باشد.قرآن را بايد همانند نماز به پا داشت.خداوند درباره اهل كتاب مي فرمايد:‌

اگر آنان تورات و انجيل و آن چه را كه به سوي آنان نازل گرديده ،‌به پا دارند ،‌ از هر سو نعمت ها بر آنان سرازيز مي شود .  3

با ين كه قرآن نا اهلان را به حيوان و جماد تشبيه كرده و كلماتي نظير «كمثل الحمار» 4، «كمثل الكلب »5

«‌كالانعام »6  و « كالحجاره»7  درباره آنان به كار برده است ؛‌ ولي درباره كساني كه كتاب آسماني را به پا نمي دارند ،‌مي فرمايد :‌«‌يا اهل الكتاب لستم علي شي ء حتي تقيموا التوراه ... »‌8 ؛ اي اهل كتاب ،‌ هيچ و پوچيد مگر آن كه كتاب آسماني را به پا داريد .

راستي آيا ما قرآن را به پا داشته ايم ؟ آيا راه و روش زندگي ما بر اساس قرآن است ؟ كدام فرزند را سراغ داريد كه وصيت نامه پدرش را نخوانده باشد ؟ چرا ما توصيه هاي خالقمان را نمي خوانيم و در آن تأمل نمي كنيم ؟

--------------------------------------------------------------------------

1- فرقان (25)‌ : 22                        2- محمد (47) : 24

3- مائده (‌5)‌ :‌66                           4- جمعه (62)‌ :‌ 5

5- اعراف (7)‌ : 176                        6- اعراف (7)‌ :‌ 179

7- بقره (2)‌: 74 .                           8- مائده (5)‌ : 68

--------------------------------------------------------------------------


ادامه نوشته

آنچه كه در باره سوره ياسين بايد بدانيم

آنچه كه در باره سوره ياسين بايد بدانيم


معنای فارسي آیات سوره یاسین

بنام خداوند بخشنده بخشايشگر

يس‏. «1» سوگند به قرآن حكيم‏. «2» كه تو قطعاً از رسولان [خداوند] هستى‏، «3» بر راهى راست [قرار دارى‏]؛ «4» اين قرآنى است كه از سوى خداوند عزيز و رحيم نازل شده است‏ «5» تا قومى را بيم دهى كه پدرانشان انذار نشدند، از اين رو آنان غافلند! «6» فرمان [الهى‏] درباره بيشتر آنها تحقق يافته‏، به همين جهت ايمان نمى‏آورند! «7» ما در گردنهاى آنان غلهايى قرار داديم كه تا چانه‏ها ادامه دارد و سرهاى آنان را به بالا نگاه داشته است‏! «8» و در پيش روى آنان سدّى قرار داديم‏، و در پشت سرشان سدّى‏؛ و چشمانشان را پوشانده‏ايم‏، لذا نمى‏بينند! «9» براى آنان يكسان است‏: چه انذارشان كنى يا نكنى‏، ايمان نمى‏آورند! «10» تو فقط كسى را انذار مى‏كنى كه از اين يادآورى [الهى‏] پيروى كند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنين كسى را به آمرزش و پاداشى پرارزش بشارت ده‏! «11» به يقين ما مردگان را زنده مى‏كنيم و آنچه را از پيش فرستاده‏اند و تمام آثار آنها را مى نويسيم‏؛ و همه چيز را در كتاب آشكار كننده‏اى برشمرده‏ايم‏! «12» و براى آنها، اصحاب قريه [انطاكيه‏] را مثال بزن هنگامى كه فرستادگان خدا به سوى آنان آمدند؛ «13» هنگامى كه دو نفر از رسولان را بسوى آنها فرستاديم‏، امّا آنان رسولان [ما] را تكذيب كردند؛ پس براى تقويت آن دو، شخص سوّمى فرستاديم‏، آنها همگى گفتند: (ما فرستادگان [خدا] به سوى شما هستيم‏!) «14» امّا آنان [در جواب‏] گفتند: (شما جز بشرى همانند ما نيستيد، و خداوند رحمان چيزى نازل نكرده‏، شما فقط دروغ مى‏گوييد!) «15» [رسولان ما] گفتند: (پروردگار ما آگاه است كه ما قطعاً فرستادگان [او] به سوى شما هستيم‏، «16» و بر عهده ما چيزى جز ابلاغ آشكار نيست‏!) «17» آنان گفتند: (ما شما را به فال بد گرفته‏ايم [و وجود شما را شوم مى‏دانيم‏]، و اگر [از اين سخنان‏] دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم كرد و شكنجه دردناكى از ما به شما خواهد رسيد! «18» [رسولان‏] گفتند: (شومى شما از خودتان است اگر درست بينديشيد، بلكه شما گروهى اسرافكاريد!) «19» و مردى [با ايمان‏] از دورترين نقطه شهر با شتاب فرا رسيد، گفت‏: (اى قوم من‏! از فرستادگان [خدا] پيروى كنيد! «20» از كسانى پيروى كنيد كه از شما مزدى نمى‏خواهند و خود هدايت يافته‏اند! «21» من چرا كسى را پرستش نكنم كه مرا آفريده‏، و همگى به سوى او بازگشت داده مى‏شويد؟! «22» آيا غير از او معبودانى را انتخاب كنم كه اگر خداوند رحمان بخواهد زيانى به من برساند، شفاعت آنها كمترين فايده‏اى براى من ندارد و مرا [از مجازات او] نجات نخواهند داد! «23» اگر چنين كنم‏، من در گمراهى آشكارى خواهم بود! «24» [به همين دليل‏] من به پروردگارتان ايمان آوردم‏؛ پس به سخنان من گوش فرا دهيد!) «25» [سرانجام او را شهيد كردند و] به او گفته شد: (وارد بهشت شو!) گفت‏: (اى كاش قوم من مى‏دانستند... «26» كه پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامى‏داشتگان قرار داده است‏!) «27» و ما بعد از او بر قومش هيچ لشكرى از آسمان نفرستاديم‏، و هرگز سنت ما بر اين نبود؛ «28» [بلكه‏] فقط يك صيحه آسمانى بود، ناگهان همگى خاموش شدند! «29» افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايت آنان نيامد مگر اينكه او را استهزا مى‏كردند! «30» آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنان را [بخاطر گناهانشان‏] هلاك كرديم‏، آنها هرگز به سوى ايشان بازنمى‏گردند [و زنده نمى‏شوند]! «31» و همه آنان [روز قيامت‏] نزد ما احضار مى‏شوند! «32» زمين مرده براى آنها آيتى است‏، ما آن را زنده كرديم و دانه‏هاى [غذايى‏] از آن خارج ساختيم كه از آن مى‏خورند؛ «33» و در آن باغهايى از نخلها و انگورها قرار داديم و چشمه‏هايى از آن جارى ساختيم‏، «34» تا از ميوه آن بخورند در حالى كه دست آنان هيچ دخالتى در ساختن آن نداشته است‏! آيا شكر خدا را بجا نمى‏آورند؟! «35» منزه است كسى كه تمام زوجها را آفريد، از آنچه زمين مى‏روياند، و از خودشان‏، و از آنچه نمى‏دانند! «36» شب [نيز] براى آنها نشانه‏اى است [از عظمت خدا]؛ ما روز را از آن برمى‏گيريم‏، ناگهان تاريكى آنان را فرا مى‏گيرد! «37» و خورشيد [نيز براى آنها آيتى است‏] كه پيوسته بسوى قرارگاهش در حركت است‏؛ اين تقدير خداوند قادر و داناست‏. «38» و براى ماه منزلگاه‏هايى قرار داديم‏، [و هنگامى كه اين منازل را طى كرد] سرانجام بصورت (شاخه كهنه قوسى شكل و زرد رنگ خرما) در مى‏آيد. «39» نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى مى‏گيرد؛ و هر كدام در مسير خود شناورند.

ادامه نوشته

اصطلاحات قرآني در محاوره فارسي


                                          اصطلاحات قرآني در محاوره فارسي
 
تأليف : بهاء الدين خرمشاهي
 
 
نفوذ قرآن مجيد در ذهن و زبان مسلمانان، از اهل علم و غير اهل علم، بسيار عظيم و وصف‌ناپذير است. امثال و حكم قرآني هم كه در ادب عربي و فارسي به كار مي‌رود، فراوان و شمارش ناپذير است. در مقاله حاضر، بعضي اصطلاحات و تلميحات قرآني را كه نه در زبان رسمي و ادبي،‌بلكه در عرف محاوره فارسي به كار مي‌رود آن هم نه به نحو استقصا واستيفا، بلكه نمونه وار و با استمداد از حافظه (چون در اين باره متن مدوني وجود ندارد) عرضه مي‌داريم .
قرآن، نام قرآن مجيد با انواع تعابير، در تداول محاوره فارسي امروز به كار مي‌رود. في المثل گويند:
1ـ هفت قرآن در ميان طكه تعويذ گونه‌اي است(مانند هفت كوه در ميان) كه پيش از نام بردن مصيبت يا درد و رنجي صعب گويند. مانند: گوش شيطان كر، حاشا لمن يسمع، دور از جناب ، دور از حضار، به ديوار مي‌گويم[1]».
2ـ مگر قرآن غلط مي‌شود؟ كه در موردي گويند كه كسي مته به خشخاش مي‌گذارد و سختگيري و دقت وسواسي به خرج مي‌دهد، و براي تعديل روش او مي‌گويند. يا همين تعبير را به اين صورت ادا مي‌كنند كه : قرآن كه غلط نشده است (نمي‌شود).
3ـ قرآن كمرت را بزند . به كسي مي‌گويند كه قسم دروغ ،‌يا لاابالي وار به قرآن مي‌خورد.
4ـ انواع قسم خوردنها به قرآن كريم در محاوره فارسي سابقه و رواج دارد از به قرآن كه ساده‌ترين آنهاست تا به قرآني كه (در )‌سينه محمد(ص) است،‌تا به سي جزء قرآن، يا به آيه آيه‌هاي قرآن،‌به كلام الله مجيد، يا در موارد خيلي بحراني و حاد كسي كه كارد به استخوانش رسيده است، براي آن كه دادخواهي اش مؤثرتر باشد مي‌گويد: دو دستي مي‌زنم روي قرآن، (به قصد قسم خوردن به آن) كه چنين و چنان است.
بسم الله الرحمن الرحيم . گفتن اين كلمه مقدس و شعار مسلماني را، بسمله يا تسميه[= آيه تسميه] گويند. هيچ دعا يا كلام مقدس ديگر به اين اندازه در زندگاني روزمره مسلمانان سراسر جهان، و نيز فارسي زبانان ايران، تداول و رواج ندارد . اين عبارت ،‌كه در واقع يك آيه كامل قرآني است و در آغاز صد و سيزده سوره قرآن مجيد(جز سوره نهم كه توبه يا برائت نام دارد و چون برائت خداوند و رسول (ص) او را از مشركان با صراحت هر چه تمامتر بيان مي‌دارد،‌به قصد برائت استهلال، يا دلايلي كه مفسران ياد كرده‌اند، بدون بسم‌الله نازل شده است) آمده است. اين عبارت ، يا كلمه مقدس، موزون است لذا در آغاز دهها منظومه فارسي آمده است: نظامي در آغاز مخزن الاسرار گفته است:
بسم‌الله الرحمن الرحيم                     هست كليد در گنج حكيم[2]

 

ادامه نوشته

هفت سین قرآن کریم


هفت سین قرآن کریم

در قرآن کریم آیاتی است که با حرف "سین" آغاز شده و با سلام و درود به بندگان و ایامی خاص، بشارتهایی به صالحان داده شده است .
- سلام قولا من رب رحیم. ( یس/58)

از جانب پروردگاری مهربان به آنان سلام گفته می شود.

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

ادامه نوشته

مطالبی در مورد قرآن

 

مطالبی در مورد قرآن

 اجزا آن( 30) می باشد.

 احزاب آن( 120) می باشد.

 اعشار آن( 530) می باشد .

 اخماس آن( 1045) می باشد .

 آیات آن (6666) می باشد.

 فی الامر آن( 1000) و فی النهی آن (1000) می باشد.

 فی الوعد آن( 1000) و فی الوعید آن( 1000) می باشد .

فی القصص آن( 1000) و فی الاعبره آن( 1000 )می باشد.

 فی الحرام و فی الحلال آن( 1000)می باشد.

 

شناخت سوره های قرآن کریم

شناخت سوره های قرآن کریم

 

1. فاتحه (گشاینده)

چون قرآن با این سوره شروع می‌شود و این سوره آغازگر قرآن است، «فاتحه» نامیده شده است. و بخاطر حمد وستایشی که در این سوره از خداوند به عمل آمده نام دیگرش سوره «حمد» است. و نیز به نام «شکر» و«وافیه» و«نور» هم از آن یاد می‌شود. نام دیگرش «سبع المثانی» است ونیز «امّ الکتاب». امام صادق (ع) فرموده است:

سوره‌ای است که اولش ستایش، وسطش اخلاص وآخرش نیایش است. (تفسیر برهان ج 1 ص42).

این سوره 7 آیه دارد و در سال سوم بعثت آمده و چهل و سومین سوره است که در نازل شده است. بعضی هم این سوره را اولین سوره دانسته‌اند.

 

2. بقره (گاوماده)

درآیات 67 تا 73 این سوره داستان فرمان خدا به بنی اسرائیل، مبنی بر کشتن وذبح کردن گاو، بیان شده است. این سوره کلاً در مورد مؤمنین ومشرکین ومنافقین وخلقت آدم و بدعتهای اهل کتاب و ماجراهای موسی و بنی اسرائیل و بنای کعبه توسط حضرت ابراهیم ونعمتهای خداوند ومسائل قصاص ووصیت قتال با مشرکین و نکاح و طلاق و ربا ومجادله ابراهیم با مشرکین بر سر اعتقاد به توحید و تغییر قبله و احکامی از حج وارث و روزه و... می‌باشد.آیة الکرسی، آیه  255 این سوره است.

286آیه دارد و بیشتر آیاتش در مدینه و پس از هجرت نازل شده است.

 

3. آل‏ِعِمران

عمران پدر حضرت مریم بود. خاندان عمران عبارت می‌شود از عمران و همسرش و مریم.

درآیه 33 می‌خوانیم:

«خداوند،آدم وآل ابراهیم وآل عمران را بر جهانیان برگزید.»

در این سوره، که 200 آیه دارد و در سال سوم هجرت در مدینه نازل شده است از توحید ومقاومت در برابر دشمنان و مردم شناسی و در رابطه با جنگ بدر و ا’حد و زندگی مسلمین در آن فراز و نشیبها، سخن می‌گوید. در بخشی هم ولادت مریم و عیسی و نصاری و مجادله با اهل کتاب یهودیان هم سخن بمیان آمده است و در کل، بشارتی برای اصحاب پیامبر است.

 

4. نساء (زنان)

در قسمتهائی از این سوره، مسائل و احکامی درباره ازدواج با زنان و حقوق آنان و روابط خانوادگی و حل اختلافات و مسئله ارث و طلاق و... بیان شده است. از آیه 136 به بعد، تشریح روحیات منافقین است.

از موضوعات دیگر این سوره، احکام نماز و جهاد و هجرت و شهادات و تجارت، حالات اهل کتاب و همچنین شئون جامعه بنا می‌شود. و دستورات اجتماعی اسلام در این سوره ذکر شده است.

این سوره در مدینه و پس از هجرت نازل شده است و 176 آیه دارد.

 

 

ادامه نوشته

اسرار و فوايد «بسم الله الرحمن الرحيم»

اسرار و فوايد «بسم الله الرحمن الرحيم»

بشارت

از علي (عليه‌السلام) روايت شده است: «وقتي كه «بسم الله الرحمن الرحيم» بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نازل شد، آن حضرت فرمود: اولين بار كه اين آيه بر حضرت آدم نازل شد فرمود: «تا زماني كه فرزندان من اين آيه را قرائت كنند از عذاب (الهي) در امان خواهند بود».[1]

 

نور دل‌ها

«بسم الله» نور دل دوستان است، آيينه جان عارفان است، چراغ سينه موحدان است، آسايش رنجوران و مرهم خستگان است، شفاي درد و طبيب بيمار دلان است.[2]

 

سوگند مقدس

جابر بن عبد الله انصاري مي‌گويد: هنگامي كه «بسم الله الرحمن الرحيم» نازل شد، ابر به سوي مشرق گريخت و باد آرام گرفت و دريا طوفاني شد و حيوانات گوش فرا دادند و شيطان‌ها از آسمان رانده شدند و خداي متعال به عزت و جلالش سوگند ياد كرد كه
«بسم الله» بر هر چه خوانده شد خداوند آن را با بركت گرداند.[3]

 

درس اول

امام باقر (عليه‌السلام) فرمود: چون حضرت عيسي (علي نبينا و آله و عليه السلام) متولد شد به سرعت رشد كرد تا آن جا كه در هفت ماهگي، مادرش دست او را گرفت و نزد معلم برد. در ابتداي تعليم، معلم گفت: «بسم الله الرحمن الرحيم» و عيسي (علي نبينا و آله و عليه السلام) آن را تكرار كرد... .[4]

 

نامي شگفت

در كتاب «تفسير فاتحة الكتاب» در بحث مربوط به «بسم الله الرحمن الرحيم» از «مفاتيح الغيب» نقل شده است كه: يكي از خواص اسم «الله» جل جلاله اين است كه چون الف آن را حذف كنند «لله» باقي بماند و اين هم مختص خداي سبحان است «لله الامر من قبل و من بعد»[5] اگر لام اول «لله» را بيفكنند، «له» مي‌ماند، آن نيز مخصوص حق تعالي است، زيرا غير خدا مالكيت حقيقي ندارند «له الملك و له الحمد»[6] و اگر لام «له» را حذف كنند، آن نيز بر ذات او دلالت دارد، مانند «هو» در «قل هو الله احد[7]».[8]


 

ادامه نوشته

اشعار در رابطه با صلوات

محمدياش صلوات ختم کنند...

 نشود ناطقه اش لال به هنگام ممات

هر زبانی که فرستد به محمد صلوات

 --------------------------------------------------------------------------

صحبتي شد كه خدا باب نجاتي بفرست
تلخي ذائقه را شاخه نباتي بفرست
مي‏رسد با علم سبز، امامت بر دوش
از چه خاموش نشستي صلواتي بفرست             

 --------------------------------------------------------------------------

 اول به نبی حضرت خاتم صلوات
دوم به علی شیر دو عالم صلوات
سوم به گل وجودِ پاک زهرا
چهارم به حسن خونجگر غم صلوات

از بهر حسین آن شه کرب و بلا
وآن تشنه‌ی در مقتلِ ماتم صلوات

  --------------------------------------------------------------------------

  بر نور جمال پاک احمد صلوات

برعطر وجود حی سر مد صلوات

بر وجه نکوی وخلق نکوی رسول

بر خاتم انبیاء محمد و آل محمد صلوات

  --------------------------------------------------------------------------

آن دم که حق جمله عالم آفرید

صدايي از حق برگوش عرشيان رسيد

گفت حق اين ذكر را دائم بگوئيد

صلوات بر محمد  و آل محمد شد پديد

 --------------------------------------------------------------------------

اول خوانيم خدا را ،رسول انبيا را ،علي مرتضي را،  -         صلي علي محمد صلوات بر محمد

 صلوات را خدا گفت جبرئيل بارها گفت در شان مصطفي گفت -       صلي علي محمد صلوات بر محمد

 شاه نجف علي است سر ور دين علي است شير خدا علي است-- صلي علي محمدصلوات بر محمد

 يارب به حق زهرا شفيع روز جزا يعني که خير النساء -               صلي علي محمد صلوات بر محمد

 بعد از علي حسن بود چون غنچه در چمن بود ،نور دو چشم من بود -  صلي علي محمد صلوات برمحمد

 بوي حسين شنيديم چون گل شکفته ديديم به مدعا رسيديم  -      صلي علي محمد صلوات برمحمد

 زين العباد بيمار ،سجاد است وتبدار يعني که شاه کبار  -            صلي علي محمد صلوات برمحمد

 باقر امام دين است نور خدا يقين است فرزند عابدين است -         صلي علي محمد صلوات بر محمد

 جعفر صبح صادق ،هم نور وهم موافق ،تاج سر خلا يق  -         صلي علي محمد صلوات برمحمد

 موساي با سعادت با ذکر و با عبادت سر دار با جلالت -           صلي علي محمد صلوات برمحمد

 هشتم رضا امام است از ضامني تمام است شاه غريب بنام است  -  صلي علي محمد صلوات برمحمد

 ما شيعه تقي ايم خاک ره نقي ايم محتاج عسکري ايم -         صلي علي محمد صلوات بر محمد

 مهدي به تاج و نورش با احمد ورسولش نزديک شد ظهورش -        صلي علي محمد صلوات برمحمد

  --------------------------------------------------------------------------

   بر محمد تو بگو از دل‌ و جان‌ صلوات‌

به‌ علی‌ حیدر صفدر شه‌ خوبان‌ صلوات‌

به‌ رخ‌ انور آن‌ سرو خرامان‌ صلوات‌

به‌ قد سرو چمان‌ ماه‌ درخشان‌ صلوات‌

به‌ لب‌ خشک‌ حسین‌ شاه‌ شهیدان‌ صلوات‌

به‌ علی‌ بن‌ حسین‌ عابد دانا صلوات‌

به‌ همان‌ باقر و آن‌ علم‌ فراوان‌ صلوات‌

به‌ همان‌ مذهب‌ پاک‌ از سر ایمان‌ صلوات‌

بر سر تربت‌ آن‌ مظهر ایمان‌ صلوات

به‌ غریب‌الغربا شاه‌ خراسان‌ صلوات‌

به‌ همان‌ گنبد پُر نور زرافشان‌ صلوات‌

عسکری‌ را تو به‌ لعل‌ لب‌ خندان‌ صلوات

‌ به‌ همان‌ مهدی‌ غایب‌ شه‌ خوبان‌ صلوات‌

  --------------------------------------------------------------------------

 

اول به وجود پاک آن یکّه پناه
با نیت قرب او بگو یا الله
دوم به رسول حق جمیع حسنات
بفرست مسلمان به محمّد صلوات
سوم به علی مخزن اسرار حیات
بر حضرت فاطمه نگارش صلوات
چهارم به حسن منشاء خیر و برکات
بفرست به خون دل دمادم صلوات
پنجم به حسین دین قتل العبرات
بر کرب و بلا و اهل بیتش صلوات
بر هشت امام کرم و وجود و برات
بر گلرخ صاحب الزمان گو صلوات

  --------------------------------------------------------------------------

 

خوش رحمتي است ياران، صلوات بر محمد

گوئيم از دل و جان، صلوات بر محمد

گر مؤمني و صادق، با ما شوي موافق

کوري هر منافق، صلوات بر محمد

در آسمان فرشته، مهرش بجان سرشته

بر عرش خوش نوشته صلوات بر محمد

صلوات اگر بگوئي، يابي هر آنچه جويي

گر تو ز خيل اوئي صلوات بر محمد

اي نور ديده ما، خوش مجلسي بيارا

ميگو خوشي خدا را، صلوات بر محمد

مانند گل شکفتيم، در لطيف سفتيم

خوش عاشقانه گفتيم، صلوات بر محمد

والله ديده من از نور اوست روشن

جان من است و من تن، صلوات بر محمد

گفتيم با دل و جان با عاشقان خوبان

شادي روي ياران، صلوات بر محمد

بي شک علي ولي بود، پرورده نبي بود

شاه همه علي بود، صلوات بر محمد

گويم دعاي سيد، خوانم ثناي سيد

جانم فداي سيد، صلوات بر محمد

خوش گفت نعمت الله رمزي زلي مع الله

خوش گو به عشق الله، صلوات بر محمد

 --------------------------------------------------------------------------

 بر جلوه ی روی  مهدی  صلوات                     بر جذبه ی هر نگاه مهدی صلوات

ما را نوبد چو هدیه یی در  خور او                 بفرست به پیشگاه مهدی صلوات

 --------------------------------------------------------------------------

 حق داده به ما وعده خير و حسنات

هم وعده جنات سراسر نعمات

خواهي كه شود نصيب تو اين بركات

بفرست مدام بر محمد (ص) صلوات

  --------------------------------------------------------------------------

 از ازل بر ذرات جهان تا عرصات

رسد از آبروي آل محمد (ص) بركات

چه بدبخت باشد هر كس ز جهل

بشنود نام محمد (ص) نفرستد صلوات

  --------------------------------------------------------------------------

 

بگو صلوات به پيغمبر

اگرخواهي شوي رهبر ، برودرمسجد و منبر                 کــلام الله بخوان از بَر ، بگو صلوات به پيغمبر

به حکم خالق داور، گذشت از نه فلک برسر                   مـحمد شافع مــحشر ، بگو صلوات به پيغمبر

اگر تو مرد هشياري، به سوزدل کني زاري                  زبـانت را بـکن جــاري ، بگو صلوات به پيغمبر

اگرخواهي‌جمال‌اي‌دوست،شفاعت‌برسرآن‌کوست            نجات اندر حضور اوست، بگو صلوات به پيغمبر

مـحمد شـافع محشر ، به درگاه خـدا رهبر                     اگر خواهي شوي برتر، بگو صلوات به پيغمبر

اگـر تو مـرد دينداري ، ز راه ديـن خبر داري                   به هر گــامي که برداري، بگوصلوات به پيفمبر

ازاين دنيا مشو غافل،که پرمکرست و بي‌حاصل              ز من بشنو دمي اي دل، بگو صلوات به پيغمبر

کـجا رفتند عزيزانت ، پدر با اهل و خويشانت             ز بــهر نور ايـــــــمانــت ، بگو صلوات به پيغمبر

مشودربندسيم و زر، بکن خوفي تو از محشر                 بسوز چون عود درمجمر، بگو صلوات به پيغمبر

چه در فصل بهار و گل، بشو مستانه چون بلبل              بر آر از سينه ات غلغل ، بگو صلوات به پيغمبر

مـحمد سـيد الانـور ، شـفيع الامـتان يک سر              دهــانت کن پر از شـکر ، بگو صلوات به پيغمبر

----------------------------------------------------------------------

 

ادامه نوشته